اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
497
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
و از وى روايت شده است كه گفت : ما من الاعمال شىء احب الى من ثلاثة : اشباع جوعة المسلم و قضاء دينه و تنفيس كربته ، من نفس عن مؤمن كربته ، نفس الله عنه كرب يوم القيامة ، و الله فى عون عبده ما كان العبد فى عون اخيه ، « هيچ عملى را بيش از سه كار دوست ندارم : سير كردن گرسنگى مسلمان و پرداختن وامش و بر طرف ساختن اندوه و پريشانيش ، كسى كه از مؤمنى اندوهش را بر طرف كند ، خدا اندوه روز رستاخيز او را بر طرف خواهد كرد ، و خدا دست به كار يارى بنده خويش است مادامى كه بنده اش دست به كار يارى برادرش باشد . » و گفت : ان المسالة لا تحل الا لثلاثة : لذى فقر مدقع و لذى عسر مفظع و لذى دم مفجع [ 1 ] ، « بدرستى كه سؤال كردن جز براى سه نفر حلال نيست : بىنوايى زمينگير ، و گرفتارى سخت بستوه آمده ، و بدهكار خونبهايى سنگين . » و گفت : من سال و له اوقية و الاوقية اربعون درهما فقد سال الناس الحافا ، « كسى كه يك اوقيه يعنى چهل درهم بدست دارد و سؤال كند ، راستى كه در سؤال از مردم اصرار ورزيده است . » و در حالى كه غنيمتهاى خيبر را بخش مىكرد ، دو مرد از او سؤال كردند ، پس گفت : لا حظ لغنى و لا لقوى مكتسب . « نه توانگرى را بهره اى است ، و نه نيرومندى را كه درآمدى دارد . » و گفت : لا تحل الصدقة لغنى و لا لذى مرة سوى ، « زكات نه براى توانگرى حلال است ، و نه براى نيرومندى تندرست . » و گفت : من سال و عنده ما يغنيه فانما يستكثر من جمر جهنم ، « هر كس بانچه در دست دارد بىنياز باشد و سؤال كند ، راستى كه از آتش دوزخ فزون مىطلبد . » گفته شد : اى پيامبر خدا ، چه او را بىنياز مىكند ؟ گفت : لغدائه او لعشائه ، « خوراك بامداد يا خوراك شبش . »
--> [ 1 ] ر . ك . سفينة البحار ج 1 ص 585 .